تبليغاتX
DaisypathAnniversary Years Ticker مونی - ذهن مشوش
به رغم اینکه خیلی حرف تو دلم دارم اما نمی دونم چرا نوشتنم نمی یاد .

دیروز  یه روز خوب و آروم رو گذروندم و با محبت علی جونم که با وجود خستگی و ترافیک منو به محل کار دومم رسوند تا یه کار کوچیکی که اونجا داشتم رو اتجام بدم ، آرامشم بیشتر شد چون تصور نمی کردم که تو این گرما بتونم خودم تنهایی برم دنبال کارم .

و اما بعدش هم رفتیم کبابی ریحون تو خیابون جردن که اگه نرفتین بهتون توصیه می کنم حتما یه سری به اونجا بزنین و خودمونو از دین شکمامون درآوردیم !

تو حدود دو ساعتی که هم پیش علی جونم بودن لحظات ارومی رو داشتم ، اا نمی دونم چرا تا پامو گذاشتم خونه یه حس دلتنگی خیلی زیاد همه وجودمو گرفت . یه حس خیلی خیلی وسیع تو رگ و پی من رخنه کرد .

گلوم گرفته بود و حوصله حرف زدن با خونواده رو نداشتم . تو ذهنم با سرعت صدم ثانیه چیزای مختلفی گذر می کرد .

نبودن من و علی و ..... اعصابم به کل ریخته بود بهم و منتظر بودم تا زودتر صبح بشه .

به شدت احساس نیاز به یه مسافرت می کنم که البته بهم خوش بگذره . از طرفی هم دلم نمی خواد با خونواده برم سفر ، دلم میخواد تنها یا با یکی دوتا دوست برم سفر .

دلم استراحت بی دغدغه می خواد ، فراموشی ، رها شدن ، ......

می دونم بخشی از این احوالات از کجا ناشی می شه اما از دست من کار چندانی بر نمی یاد ، کل ماجرا رو سپردم به اونی که اون بالاست . اون بهتر از هر کسی حتی خودم شرایطمو می دونه پس سعی میکنم با این باصطلاح توجیه خودمو اروم کنم .

خیلی پراکنده نوشتم می دونم ، اما چاره ندارم دلم می خواد همه چیزایی که تو ذهنم وول میخورن رو با نوشتن خالی کنم .

یه موضوعی هست که چند وقته آزارم می ده ، اونم مربوط میشه به دو ماه قبل که یادم چند تا پست درباره اش نوشتم . اون ماجرایی که خواهر دومیه علی ( گرزیلا ، اسمیه که من براش انتخاب کردم و کاملاً برازنده اشه ) براش از تو فامیل لقمه گرفته بود ، با اینکه علی تا حدی در این رابطه برام توضیح داده اما نمی دونم چرا نمی تونم کینه این خواهر علی رو از دلم بیرون کنم .

می دونم که از بی عقلیش و اینکه چون خودش نتونسته همراه مناسبی تو زندگیش پیدا کنه این کارارو می کنه ، اما باز از ته دل از دستش ناراحت می شم و تو اون لحظات فقط از خدا می خوام که جواب کارای زشتشو بهش نشون بده .

به فکر علی بودن از طرف اون نباید فقط این باشه که بخواد برای دستیابی به اهدافش از جمله پیدا کدن شوهر علی رو از من دور کنه ، اگه مدعیه که به فکر علی هست ، لااقل هفته ای یه بار به برادرش یه سر بزنه و ببینه در چه حالیه ؟! نه اینکه وقتی کار داره مثه امروز صبح که منو سین جیم می کرد دستش رو ریدال تلفن باشه و شماره علی رو بگیره .

بگذریم ..

اون ماجرا هنوز ته ته های ذهن من مونده و کافیه علی کوچکترین حرکتی در این راستا انجام بده تا دلم بشکنه . افسوس بخورم به لحظای سپری شده زندگیم که فکر کنم از طرف علی نادیده گرفته شده .

به محبتایی که از سلول سلول وجودم سر زده ، به همه صداقت و پاکی که تو این رابطه داشتم ، ......

فکر می کنم فقط خود علی می تونه به پاک شدن کامل این ماجرا از ذهنم کمک کنه . من دارم همه سعیم و از جانب خودم می کنم .

خلاصه اینکه هنوز به دنبال اون آرامشی هستم که همیشه ازش می نویسم .می دونم بدست آوردنش تا یه حدی دست خودمو اما انگار تو زندگیم شدم مثه یه آدم بی اراده که خودشو کامل سپرده به دست اتفاقات .

امیدوارم که خدا مثه همیشه بهترین ها رو برام مقدر کنه !

* راستی با کنار گذاشتن ترس و سعی در داشتن اعتماد به نفس اولین جلسه یاد آوری رانندگی رو پشت سر گذاشتم . خوب بود ، اما خانوم مربی همش می گفت چقدر عشق گازی ! حالا قراره از هفته دیگه بازم کلاس بردارم تا بزدمی به جرگه رانندگان بپیوندم !

** خوب بود نوشتنم نمی یومد !

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم تیر 1387ساعت   توسط مونی | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
دلم می خواد اینجا از روزمرگی ها،شادی ها ، دلتنگی ها و دل مشغولی هام بگم.یه جای امن برای دردل های شخصی خودم.

پیوندهای روزانه
جواهرات
پینگر
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
پیوندها
میژون
مطبخ خاله خانم
زندگی،عشق،من و تو
آلما
کفشدوزک بدون کفش
قصه عشق من و تو
حس زندگی
روی میز آشپزخانه
ولنتاین
قصه من
عشق ابدی
حیاط خلوت
بغض مهتاب
دو کبوتر
شکلات تلخ
آیرینا
کدبانو
یادداشتهای من
زندگی نیروانا
آسمون خانوم
مد لباس و آرایش
بلند فکر می کنم
اقلیم عشق
جیک جیک مستون
دو کبوتر
عاشقانه های من
از دل تا قلم
بیسکوئیت
مریم بانو
روزانه های مریم
آسمان آبی
عشق ابدی-لاله جونم
ماجراهای هلو خانم
خونه نارنجدونه
رونالی
زندگی شیرین من
روزهای عاشقی
زندگی از یه راه تازه
صدا کن مرا
مطبخ شیما
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب
دیجیتال کیوان