![]() |
![]() |
|
|
*پرم از حس آرامش ، اما می ترسم بازم این حس موقتی باشه . نمی دونم .
* دیروز روز خوبی رو داشتم برای اولین بار بعد از مدتها علی جونم زودتر از حد معمول از اداره زد بیرون و ساعت زیادی رو در مقایسه با روزهای پر کار اخیر علی جونم با هم گذروندیم . اینقدر هم خوراکی خوردیم که در حد انفجار بودیم ! * پریشب خواب میدیدم که رفتم کربلا ، یه جایی انگار که جلوی حرم امام حسین بود ایستادمو می گم یعنی منو راه می دن که برم تو ؟ چند وقت پیش هم که یکی از همکارام رفته بود کربلا وقتی برگشت و من از روی تابلوی اعلانات متوجه سفر زیارتی این خانم شدم ، به هنگام زیارت قبولی گفت که خانوم مونی زاده دوبار صورتت تو حرم امام حسین اومد جلوی چشمم که خیلی برام تعجب آور بود ! * شدیداً برای افزایش حجم کارم تو محل کار دوم احساس انگیزه می کنم . سرعت کارم در مقایسه با هفته های اخیر افزایش پیدا کرده ! * دلم یه مسافرت آسوده می خواد . مثلاً جنگلهای شمال ، سکوت ، صدای باد و رطوبت هوا ! نیازم بیشتر از این سفر تخیلی رسیدن به آرامش فکره . دلم می خواد سرمو بشکافم ، مغزم هوا بخوره و خستگی های این مدت رو فراموش کنم . * دلم یه خرید مفصل می خواد ، اینروزای گرم انرژیمو می گیره . من تحمل گرما رو ندارم . همش می گم کاش تنبلی رو گذشاته بودم کنار با آموزش چند جلسه رانندگی برای یادآوری این کارامو با ماشین علی جون انجام می دادم . * نمی دونم این آخر هفته برنامه بیرون رفتن با خواهرای علی جونم و خودم جور میشه یا نه ؟ امیدوارم که بشه تا از دلشوره اش در بیام . * دلم می خواد این هفته برم زیارت اهل قبور ، از قبل از عید نرفتم انگار که یه چیزی گم کردم ، انگار دلم برای مامان بزرگم خیلی تنگه ! دوست جونا ببخشید اگه پراکنده گویی کردم . روزهای خوبی رو براتون آرزو می کنم ! |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه هفتم خرداد 1387ساعت توسط مونی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
دلم می خواد اینجا از روزمرگی ها،شادی ها ، دلتنگی ها و دل مشغولی هام بگم.یه جای امن برای دردل های شخصی خودم.
|
| پیوندهای روزانه |
|
جواهرات پینگر آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 |
|
RSS
|