![]() |
![]() |
|
|
اوضاع فعلا به قول یکی از دوستان سبز کمرنگه !!!
نمی دونم چرا همیشه به روزای تولدم که نزدیک میشه یه جور حسای مختلف میاد سراغم . عید که تموم میشه دلم می خواد تولدم شه ، اما بعد یاد حساب و کتاب عددای سنم که می یوفتم منصرف می شم ! دلم می خواست برای تولدم یه تغییر و تحول ظاهری به خودم بدم ، مثلاً قصد داشتم یا رنگ موهامو عوض کنم یا چند تا تیکه از اون مش کذایی که قرار بود از عید انجام بدم و نشد ، رو انجام بدم ! اما اینقدر اوضاع و احوالم از دست دست گلای علی بد بود که مجالش پیدا نشد . برای رسیدن به قله های امن آرامش هنوز باید مسیر زیادی رو طی کنم ! راستی یه مدتی قرار بود بچه های بلاگفا که نوشته های همدیگرو می خونیم با هم یه قرار و مدارهایی بذاریم و همدیگرو ببنیم ، اما نمی دونم چرا هیچ کس پیگیری نکرد ؟ فعلا عزت زیاد ، برم که کلی تلنبار شده دارم ! |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه سی ام اردیبهشت 1387ساعت توسط مونی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
دلم می خواد اینجا از روزمرگی ها،شادی ها ، دلتنگی ها و دل مشغولی هام بگم.یه جای امن برای دردل های شخصی خودم.
|
| پیوندهای روزانه |
|
جواهرات پینگر آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 |
|
RSS
|