![]() |
![]() |
|
|
سلام به همه دوست جونای خودم !
والا چند تا دلیل باعث شد تا نوشتنم کمی به تاخیر بیفته . از اینکه دوستای خوبی مثه شماها نگران اوضاع و احوالم بودین خیلی خیلی ممنونم و شرمنده که برای رفع این مهم دیر دست به کار شدم . اوضاع الان خیلی بد نیست . روز پنج شنبه صبح کلی با علی جونم صحبت کردیم و یه کم آروم شدم و بعد از ظهر هم ساعات خوشی رو کنار هم گذروندیم ، اما اون ته ته های دلم یه کم گرفته بود و این باعث شد که کمی تو خلوتم تو خونه علی جونم بغضم بترکه و کمی گریه کنم . جمعه هم روز خوبی بود کنار علی جونم ، هم به خیابون گردی رسیدیم ، هم غذای خوشمزه درست کردیم و خوردیم و هم استراحت مبسوطی به عمل اوردیم . از شنبه به این ور هم گاهی دچار طوفانهای روحی می شم اما خیلی زود سعی می کنم که این حالتا رو از خودم دور کنم . من که به علی بیشتر از دو چشمم اعتماد داشتم توقع حرکت روز پنج شنبه رو نداشتم و اون ۵ روزی که بینمون فاصله افتاد خیلی فکر کردم که تا حرفای علی رو نشنوم نمی تونم خط بطلان به همه اعتمادم نسبت به اون بکشم . که تا اندازه ای هم این اتفاق افتاد و با شنیدن حرفاش تا حدی متقاعد شدم اما باید گذر زمان و انجام برخی اعمال و حرکات از سوی علی جونم احوالاتم به روز اول برگرده . خلاصه که اوضاع و احوال ما به این ترتیبه ! ایشالا هر وقت بتونم یه آپ مبسوط به عمل خواهم آورد . مراقب خودتون باشین
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه شانزدهم اردیبهشت 1387ساعت توسط مونی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
دلم می خواد اینجا از روزمرگی ها،شادی ها ، دلتنگی ها و دل مشغولی هام بگم.یه جای امن برای دردل های شخصی خودم.
|
| پیوندهای روزانه |
|
جواهرات پینگر آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 |
|
RSS
|