![]() |
![]() |
|
|
سلام دوست جونا !
چند روزه هی می خوام بیام بنویسم اما فرصت نمیشه . الان دیگه فرصت رو غنیمت دونستم اومدم تا یه چند جمله ای بنویسم . البته اکثر بچه های وبلاگی انگار که مشغول عید دیدنی هستن و فرصتی برای نوشتن هنوز پیدا نکردن . بعضی هاشون هم که یا تازه عروس شدن یا در شرف هستن مثه پریسا جون . امسال هر جوری بود مثه سال اولی که با علی جونم بودم سال تحویل رو کنار هم بودیم ، البته یه دلم هم خونه بود و تو دلم آرزو می کردم که کاش همه دور هم بودیم و اینجوری شاید بیشتر به دلم می چسبید . برای امسال می خوام یه برنامه ریزی برای خودم بنویسم و چیزهایی که انجام دادنشون برام مهم هستن رو بنویسم تا همه تلاشمو برای محقق شدنشون به کار ببندم . یکی از اونا تغییر احتمالی محل کارم هست که سعی دارم بعد از ایام تعطیلات تحقیقاتمو کامل کنم و اگه همه چی میسر شد این کار رو انجام بدم . گرچه علقه خاصی به این محیط کاریم دارم اما دلم نمی خواد برای مسائل حاشیه ای و از روی احساسات پیش برم و جلوی ترقی خودمو بگیرم . خوب من دیگه باید برم اگه فرصت بشه میام و مفصل از حال و احوالات درونی ام هم می نویسم . نمی دونم چرا دوباره با حسای عجیب و غریب درگیرم . |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه چهارم فروردین 1387ساعت توسط مونی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
دلم می خواد اینجا از روزمرگی ها،شادی ها ، دلتنگی ها و دل مشغولی هام بگم.یه جای امن برای دردل های شخصی خودم.
|
| پیوندهای روزانه |
|
جواهرات پینگر آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 |
|
RSS
|