![]() |
![]() |
|
|
سلام دوست جونا
خیلی خوشحالم که خیلی از دوستای قدیمیم بهم سر زدن . واقعا ممنون از محبتتون . خیلی جمعی رو که باهاشون وبلاگ نویسی رو تجربه کردو ، دوست دارم . انگار با تک تکتون زندگی کردم و از لحظاتتون یه تصور ذهنی داشته و دارم . منم خوبم و طبق معمول به امور اداره و خونه داری مشغولم . الانم که سرمای سختی خوردمو و به زور خودمو رو پا نگه می دارم . اینجور وقتا همش یاد لیوان ابمیوه هایی هستم که صبحها مامانم به زور می داد دستمو و من چقدر برای خوردنش ناز می کردم . واقعا همونا بدنمو قوی می کرد تا اینقدر زود سرما نخورم . ای ایام مجردی و لوس کردنای مامان کجایی که یادت به خیر !!! خلاصه روی ماه همتونو می بوسم که بهم سر زدین !!!
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و نهم مهر 1388ساعت توسط مونی |
|
|
سلام دوست جونا . خوبين . ممنون از اينكه با يه وقفه نسبتا طولاني باز هم به اينجا سر زدين و نوشته منو خوندين .
راستش منم خيلي دلم براي اينجا و اون دوران اوليه وبلاگ نويسي و دوستايي كه تو اون زمان با هم اشنا شديم تنگ ميشه . خيلي هاشون مثه شايلين ، پريسا ، آزي ، فلفل جون ،الهام و .... ازدواج كردن و تشكيل خونه و خونواده دادن و يه عده هم ازشون بي خبرم مثه ثمين ، روزانه هاي مريم ، سارا ، ياسي ، مستانه و .... به هر حال اميدوارم همه خوب خوب باشن و اوقات خوبي رو داشته باشن . از روزانه هاي موني هم اگه بخوام بگم اينه كه در كنار همسري روزاي نسبتا ارومي رو مي گذرونم و در كنار كارهاي خونه و اشپزخونه كه هيچ وقت تمومي ندارن كار بيرون از خونه هم دارم و به سختي دارم ادامه اش مي دم . با اينكه قبلا هم كار خونه مي كردم اما نمي دونم چرا احساس مي كنم حجم كارا زياد شده البته تا يه حدي مي دونما چون الان مسئوليت اومده پشت همه كارا و به خاطر خونواده شدن و رفت و آمدهاي احتمالي بنابراين طبيعيه كه حجمش يهو زيادتر بشه . تو اين ميون هم خدا به مامي جون قوت بده كه در كنار خواهرجون از پشت صحنه منو حمايت مي كنن و من دغدغه درست كردن مربا و ترشي و برخي فراورده هاي اين چنيني رو ندارم . از شما چه پنهون ديگه هوس ني ني دار شدن زده به سرم و اگه اغراق نكنم از بس دارم تو اين زمينه مطالعه مي كنم شدم يه پا دكتر زنان كه البته هنوز تابلو ندارم !!! اين موضوع از جمله چيزايي كه وقت منو براي وبلاگ نويسي و وبلاگ خوني ميگيره البته سعي مي كنم تا جايي كه ميشه اهسته و يواشي دوستايي رو كه هنز مي نويسنن بخونم ! فعلا همين . ايام به كام عزت زياد |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه دوازدهم مهر 1388ساعت توسط مونی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
دلم می خواد اینجا از روزمرگی ها،شادی ها ، دلتنگی ها و دل مشغولی هام بگم.یه جای امن برای دردل های شخصی خودم.
|
| پیوندهای روزانه |
|
جواهرات پینگر آرشیو پیوندهای روزانه |
|
RSS
|